۱۳۸۸ اسفند ۱۱, سه‌شنبه

یک عبدالمالک و یک مهرنهاد


آیا بلوچ دوست ندارد در سرزمینش و در خانه اش بنشیند سایت بزند و اعتراض کند ولی داشتن حتی یک سایت برایش بس جرمی نابخشودنی خواهد بود تا چه رسد پلاکاردی به دست گرفته و به خیابان بیاید یا در مسجد بنشیند و دست یه تحصن زده و از پروردگارش طلب فرجی نماید که آنگاه است که رقاصکان بیت ولی قبیحند که از زمین و هوا بر او یورش برده و فقط گلوله است که هدیه می گیرد
فکر می کنید اسلحه به دست گرفتن برای رسیدن به حقوق برای یک انسان و در تعقیب و گریز بودن و در سرما و گرما ناملایمات را .تحمل کردن ساده است یا مثل حلوا خوردن در جشن و پایکوبی است
!نه هرگز
این درد است که یک انسان را مجبور می کند جامه مبارزه بر تن کند و از همه خوشیها و حتی از خود بگذرد تا که بلکه روزی .همنوعش دیگر آن درد را نبیند و لا اقل بتواند اعتراضش را بر زبان آورده و یا در سایتش به تحریر درآورد
بلوچ هم یک بشر است و از کره دیگری نیامده بلوچ هم یک انسان است با زبان و فرهنگ منحصر خود و سرزمینی دارد که از ابا و .اجدادش به او به ارث رسیده به نام بلوچستان
آری ، درد اینکه در سرزمین آبا و اجدادیت بیگانه ات کنند ، درد اینکه سنن و مقدساتت را به تمسخر گیرند ، درد اینکه ثروتت را به یغما برند ، درد اینکه تو را حتی یک انسان به حساب نیاورند ! درد اینکه کلمه بلوچ را بسان دشنامی تو را بدان خطاب کنند ، درد اینکه جوانت را در دام فساد و اعتیاد افکنند ، درد اینکه به ناموست بی حرمتی کنند ، درد اینکه به جرمی ناکرده برادرانت را به گلوله بندند و یا بر دار کینه و نفرتشان حلق آویز کنند ، درد اینکه دانشگاهت خالی از بلوچ باشد ، درد اینکه بیکاری بیداد کند و راه قاچاق بر تو گشوده باشد ، درد فریاد سوخته ات ! درد اعتراض نکردنیت ! درد استعمار و استثمارت و هزاران و هزاران درد دیگر و تو، بلی تو .فقط و فقط نظاره گر اضمحلالت باشی
اینجاست که مهرنهادهایت دیگر تاب نخواهند آورد و راه از خود گذشتن و برای دیگری بودن برایشان تنها راه گذر از این فلاکت دیکته .شده تهران خواهد بود
بلوچ هم مهر دوستانی همچون مهرنهاد ها داشته و دارد ولی با آنها چه شد !؟کجایند ؟!؟
بلی رژیمی که راه مقاومت مدنی و مسالمت آمیز را بسته و آن را با قوه قهریه اش پاسخ داده و می دهد پس یک راه می ماند و آن راه .راه عمر مختارهاست راه چه گواراها ، راه ابن عربیها ، راه عبدالمالکها
به هر حال درد ملت بلوچ نیز زبان گشوده و دیر یا زود چه در این نسل یا چه در نسل و نسلهای دیگری همچون سیل خروشانی استعمار را زیر و زبر خواهد کرد آنچنان که تاریخ سند این مدعاست و همه این دردها بهای روزهای عزت ، آزادی و سربلندیش .خواهند بود
به امید آنروز
امیر بلوچ

هیچ نظری موجود نیست: