شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۸ ه‍.ش.

ايدئولوژي عبدالمالك ريگي قيام خواهد كرد


عبدالسلام حسین بر- جمعیت دانشجویان بلوچ
و اما پس از موفقيت هاي چشمگير براي جنبش مقاومت مردمي ايران كه رژيم ولايت فقيه را مات و مبهوت كرده و انظار بهت زده قدرت هاي استكباري را به اين سمت گسيل داشت، رژيم كه تاوان سنگيني را براي مقابله با جندالله پرداخت كرده بود در نهايت مجبور شد با معاملات سياسي با سرويس هاي اطلاعاتي غرب و پرداخت باج هاي كلان به پاكستان(كشوري كه در آن با پول هر كاري ميتوان انجام داد) عبدالمالك ريگي را به چنگ آورد.
در راس دستاوردهاي نظامي جندالله حمله به سپاه پاسداران در سرباز بود كه در صدر تلفات آن جانشين نيروي زميني سپاه يعني يكي از اولين سران سپاه پاسداران انقلاب اسلامي قرار داشت و جندالله با اقتدار تمام توانست پيكره ي جنگي و ساختار نظامي ايران را درهم بشكند و اين لشكر تا دندان مسلح را كه در اقصي نقاط جهان به ويژه عراق و پاكستان عمليات تروريستي انجام مي دهد را در برابر مبارزين بلوچ به زانو درآورد.
و اكنون اين سوال مطرح است كه آيا دستگيري عبدالمالك ريگي پاياني براي جندالله و حركت هاي اعتراضي در بلوچستان خواهد بود؟

بي درنگ بايد گفت اين حادثه خود آغازي براي قيام عمومي در بلوچستان است، به خدا سوگند اين انقلابي كه عبدالمالك ريگي رهبر انقلابي جوان در بلوچستان پديد آورده است در تاريخ اين سرزمين نظير ندارد، به قول خيلي از نويسندگان عبدالمالك ريگي ديگر يك فرد نيست بلكه به يك ايدئولوژي و انديشه در بلوچستان مبدل گشته است و اگر عبدالمالك ريگي خود در بند است، انديشه ي عبدالمالك است كه بلوچستان را براي يك هدف واحد يعني ظلم ستيزي متحد گردانيده است و اين تئوري عبدالمالك است كه مبارزين بلوچ را براي طغيان عليه نظام استبدادي ايران در صف واحد قرار داده است.
رژيم و صدا و سيماي ايران از زمان ظهور جنبش مقاومت و نيز از زمان دستگيري رهبر اين سازمان با آب و تاب فراوان و اغراق گويي بر روي يك مولفه يعني خشونت در جنبش مقاومت زوم كرده اند و كانون اخبار وتحليل هاي خود را به اين موضوع اختصاص داده اند. آري خشونت هميشه خشونت به همراه داشته است، ‌آيا هشدارهاي سازمان عفو بين الملل و سازمان حقوق بشر به ايران موجب توقف كشتار و اعدام و جنايت عليه بشريت شده است؟ آيا نقض حقوق بشر در بلوچستان به پايان رسيده است؟ آيا قطعنامه هاي سازمانهاي بين المللي در قبال مسئله نقض حقوق اقوام ايران كارساز بوده است؟
پس در برابر اين نظام افسار گسيخته و سركش كه به هيچ تعهدي براي رعايت حقوق انساني ملت بلوچ پايبند نيست چه بايد كرد؟ آيا در برابر اعدام هزار جوان بي گناه بلوچ در سال و دستگيري هزاران تن ديگر بايد سكوت پيشه كرد؟ آيا توهين هاي علني و آشكار به مقدسات اهلسنت حتي از زبان رئيس جمهوري ايران را بايد به حساب حسن نيت و اخوت گذاشت؟ آيا تخريب مساجد ومدارس اسلامي اهلسنت و رفتارهاي بي شرمانه و ملحدانه ارتش جمهوري اسلامي با كتب قرآن وحديث را بايد نشان از دوستي آنها با اهلسنت دانست؟ آيا قتل عام و نسل كشي ملت بلوچ و شكنجه هاي وحشيانه جوانان بلوچ را بايد نشان از ترحم و رافت اسلامي آنان دانست؟ آيا قساوت قلب سران جمهوري اسلامي در قبال زنان و كودكان بلوچ را بايد نشان از دلسوزي آنها دانست؟ آيا تهاجم به فرهنگ، زبان و مذهب بلوچ را بايد دليل وحدت طلبي و فرهنگ دوستي آنان دانست؟
آري، شما كه روساي جمهور گذشته همين نظام را سران فتنه مي خوانيد و مي خواهيد آنان را به جرم حمايت از ملت ايران در قبال تقلب انتخاباتي به پاي ميز محاكمه بكشانيد، با جنبش مقاومت مذاكره مي كنيد؟ شما مي دانيد راه ديپلماسي انساني از كدام سمت مي گذرد؟ آيا چون حكومت به روي ملت بلوچ آتش مي گشايد و سلاح و تجهيزات جنگي خود را به سمت آن نشانه رفته است، بايد آن را در آغوش گرفت؟ قدر مسلم اينكه در برابر خشونت هاي حكومت ولايت فقيه واكنش رخ خواهد داد و در مقابل چنين حكومت خشونت طلب و فاشيستي ابزارهاي ديپلماتيك معنايي ندارد.

امروز صداي عبدالمالك است كه در همه جاي بلوچستان مي پيچد چنان كه مي گويد "در برابر ظلم به هر حالتي كه باشد بايد ايستاد". اين نهضت عبدالماك ريگي بود كه موجب بيداري و هوشياري هر چه بيشتر ملت بلوچ در برابر فريبكاري هاي حكومت ولايت فقيه و دشمنان معاند با بلوچ گرديد. بايد اين سوال را از رژيم پرسيد كه شما عبدالمالك ها را همچون شاخ و برگ درختي كه به صورت جنبش اعتراضي بروز و نمود پيدا كرده اند قطع مي كنيد و از بين مي بريد ولي با اين انديشه ي ظلم ستيزي كه منشا عبدالمالك هاست و بيش از پيش در بلوچستان ريشه دوانده است چه مي كنيد؟ شما با ميليون ها بلوچ كه قلبشان براي وطن خويش مي تپد چه مي كنيد؟
عبدالمالك ريگي و جندالله با سلاح و ادوات نظامي با شما مقابله مي كنند ولي امروز قوه ي فكري عبدالمالك كه بلوچستان را فراگرفته است در برابر تئوري استبداد شما خواهد ايستاد. تاريخ نشان داده است كه شعله هاي دادخواهي و قيام براي آزادي و عدالت هرگز در بلوچستان رو به خاموشي نگرائيده است و امروز آن جرقه هايي كه دادشاه و عبدالمالك ريگي در بلوچستان براي قيام عليه ظلم ايجاد كرده اند به آتشي افروخته گسترش يافته كه شراره هاي آن از هر سو دولت هاي ظلم مدار را در بر خواهد گرفت.
همانطور كه بنده در مقالات پيشين به تفصيل در باب فدراليسم توضيح دادم، سيستم فدرال هرگز در ايران اجرا نخواهد شد و بلوچستان در چنين سيستمي جايگاهي نخواهد داشت. دستگيري عبدالمالك ريگي رهبر نظامي فدرال خواهان پاسخي قاطع و اتمام حجت رژيم ايران با اين نظريه بود. رژيم ولايت فقيه هرگز ايده ي تمركز زدايي را بر نمي تابد و اين موضوع را هرگز نمي پذيرد كه حوزه ي قدرت نمايي خود را به ايالت و استان مركزي محدود سازد، با اين مقياس سنجي هاست كه از سازمان جنبش مقاومت انتظار مي رود تحولي مبنايي و ريشه اي در اهداف خود ايجاد كند و از حوزه ي نظريه فعاليت سياسي ومذهبي در چارچوب سيستم ايران فدرال خارج شود.
در واقع تلاش براي احقاق حقوق ملي بلوچ و اهلسنت در حكومت ولي فقيه هيچگاه به نتيجه نمي رسد و در چارچوب قوانين جمهوري اسلامي مذاكره و ديپلماسي جايگاهي ندارد چنانكه مذاكرات سري و محرمانه با جنبش مقاومت راه به جايي نبرد و اين فرمان ولي مطلقه فقيه است كه سرنوشت دولت وملت ايران را تعيين مي كند. و اكنون تنها راه اتحاد ملي بلوچ براي استقلال و تجزيه طلبي از كشورهاي اشغالگر است، بدون شك دستگيري عبدالمالك ريگي عزمي جدي تر براي جنبش مقاومت و ملت بلوچ ايجاد خواهد كرد و با اميد به خداي قادر متعال و مجاهدت جوانان، زنان و مردان بلوچ پيروزي از آن ملت غيور بلوچ است و عبدالمالك ريگي گرچه در بند اما هميشه رهبر انقلاب بلوچستان خواهد بود و يادش در زمان خواهد ماند و راهش ادامه خواهد يافت.
۲۷ فوریه ۲۰۱۰

‏۲ نظر:

ازات بلوچ گفت...

مقاله محترم عبدالسلام حسين بر تحليلی بسيار خوب و جامع است . در مجموع جنبش ملی بلوچ در سرتاسر بلوچستان چه بلوچستان شرقی و چه غربی مشتعل و خواهان دسترسی به اهداف نزديك است كه شعله های آن در قلب يكايك بلوچها خواه در حوزه خليج و خواه در ديگر كشورها شعله ور است و ميتپد . در هيچ قانونی نوشته نيست كه حاكميت يك ملت بر ملت ديگری رواست . پس چرا حاكميت ملت ديگری بر بلوچ و بلوچستان حكمرانی كند ؟

تا جاييكه امكان دارد ، از برخورد نظامی خودداری شود ، ولی دفاع از خود ، جان و مال خود و مردم خود فريضه ای بس مقدس است كه در هفت كتاب و هفت دين و آيين محترم شمرده شده است .

ناشناس گفت...

بنام خدای قادر و توانا
بنده کارمند یکی از ادارات دولتی در بلوچستان غربی هستم . پس از دیدن اتفاقی از این سایت وظیفه خود دانستم که بیوگرافی هرچند کوچکی از خودم در اختیار دستان بیننده بگذارم :
بنده دریک خانواده مستضعف و خیلی زحمت کش بدنیاامدم تا جایی که همیشه دستهای پینه بسته پدرم که برای بزرگ کردنمان چه زحمات طاقت فرسایی کشید تا به اصطلاع پسرش درس خوانده ووارددانشگاه شود . اما دریکی از روزهای سرد زمستانی در حالی که با دستهای زخم شده و لباسهای بنزینی خود با چند گالن بنزین به سمت مرزحرکت کرده بود متاسفانه جلادان خون اشام زمان طاقت دیدن پدر پیر و زحمت کش بنده را نداشته و بدون هرگونه اخطار بسوی وی تیراندازی نموده که پدرم در جا شهید شده و شاگردش نیز زخمی می شود .
حال پس از فوت پدر زندگی و تهیه خرج و مخارج زندگی برای خانواده ما سخت و سخت تر شد ولی بااین وضع و تمامی مشکلات پیش امده بنده توانستم مدرک کارشناس در رشته حسابداری را از دانشگاه زاهدان بگیرم و پس از مدتهای مدیدی که بیکار بودم در ازمون استخدامی اداره ای شرکت کرده و پس از گذشت هفت خوان رستم توانستم به استخدام رسمی ان اداره در بیایم .
با توجه به کمی حقوق و ازآنجایی که باید خرج و مخارج دو خانواده بر گردنم بود هرگز نتوانستم برای خودم زمینی خریداری بکنم بلکه در همان خانه کوچک پدری زندگی می کنم .و ......
در اداره ما تنها کارمند قدیمی و بلوچ من هستم بقیه همه همکاران ما از مستخدم گرفته تا مسئول اداره همگی از برادران زابلی ما می باشند . خیلی قبل از من درآن اداره بوده و خیلی دیگر بعد از من استخدام شده اند و تمامی انها غیر بومی شهر ما بوده و هستند و تنها نیروی بومی این اداره بنده هستم . جالب است که بدانید به همه همکاران زابلی بنده از طرف بنیاد مسکن به صورت پنهانی بدون اینکه بنده متوجه بشم زمین مسکونی واگذار گردیده و این در حالی است که بنده بعنوان نیروی بومی این شهر فاقد زمین مسکونی هستم .
و همین همکاران زابلی بنده پس از انتقال از این شهر زمینهای واگذاری خود را با قیمت های کلان و سرسام آور به ما می فروشند . بی عدالتی و بی انصافی مسولین زابلی تا جایی پیش رفته که علاوه بر واگذاری اراضی مسکونی به کارمندان زابلی به همسران و خانم های انها نیز زمین واگذار می شود و من بلوچ بومی باید شب و روز زحمت کشیده و زمینی را که متعلق به خودم و ابا و اجدادم هست باید با چندین برابر قیمت از زابلیها خریداری بکنم و ....
در این برهه از زمان خیلی از بلوچها با دولت و متجاوزان با خاک وناموس ما همدست شده و عبدالمالک ریگی را تروریست نامیده و می نامند لابد صدایشان از جای گرمی در آمده و از بدبختی و بینوایی ملت بلوچ هیچ خبری ندارند .
حرفم را خلاصه کرده در اخر می خواهم بگویم تمام ذلت و خواری را که بر سرمان اوردید تحمل کردیم شب ها گرسنه خوابیده و شکم بچه هایمان را سیر کرده باشیم پدرانمان را گشتید هیچ نگفتیم . خاک و سرزمینمان را تصرف گردید هیچ نگفتیم اشک در چشمان جاری بوده و هیچ نگفتیم ولی بخدا قسم از روزی که قران های مدرسه دینی عظیم اباد زابل را در چاه های فاضلاب انداختید و مسجد و مدرسه را بر سر طلبها خراب کردید خون در چشمانم ظاهر گشت و تاب و تحمل تمامی عبدالمالک های روزگار بلوچستان تمام شد و همه یک دست و یک صدا بلند شده و اعلام کرده تا خون شهدای بلوچستان را نگیریم هرگز دست از مبارزه نکشیده و نخواهیم کشید .
با ارزوی توفیق روز افزون برای تمامی مبارزان بلوچستان کبیر
دوستدارشما از ایراپ (دزد اپ )